تبلیغات
حرفهای یواشکی... - تو مثل رویا بودی...

حرفهای یواشکی...

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.

تو مثل رویا بودی...

تو مثل رویا بودی

که شبی

در من نقش بستی

و به صبح نرسیده تمام شدی

یادت را در دستانم قفل می کنم

و چشم به پنجره‌ی تلخ

خاطرات شیرین دوخته ام

دیگر نه زمان با من راه می آید

و نه زمین مرا به تو می رساند

و باد

باد سرگردان

هر روز از تو نشانی می آورد و می رود

مثل عطر تنت

که همه مرا تسخیر کرده است

دلم تنگ است

و دلتنگی کلمه نمی خواهد...

...

 

"بلور اشرف"

از کتاب: یکشنبه های زوریخ



[ دوشنبه 3 اسفند 1394 ] [ 12:38 ب.ظ ] [ aram ] [ نظرات() ]