تبلیغات
حرفهای یواشکی... - حالا باز هم بگو دوستم نداری...

حرفهای یواشکی...

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.

حالا باز هم بگو دوستم نداری...

این شهر

پر است از حرف من و تو

عینک آفتابی ات را از روی چشم هایت بردار

تا آفتاب مرداد بگوید

چقدر بخاطرت سیلی توی گوشم زد

تا آدمم کند.. 

بلند شو

گوش کوچه تان را بگیر تا بگوید

چقدر با قدم هایم

سرش را درد آوردم.. 

شب که شد پرده پنجره را کنار بزن

به ماه نگاه کن

تا ببیندت تا بفهمد

هرچه از تو گفتم راست بود تا ببینی خودش را

از خجالت پشت ابرها پنهان می کند..


حالا باز هم بگو دوستم نداری!...


"محسن حسینخانی"









وقتــی کـه تــو نیستـــی
دنیـــــا چیــــزی کـــم دارد 
مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، یک وا‍ژه ، یک ماه !! ... 
من فکر می کنم در غیــاب ِ تــو
همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست !
همه ی ِ پنجره ها بسته است !
وقتی که تو نیستی
من هم
تنهـــاتــــریـن اتفــاق ِ بی دلیل ِ زمیـــن ام !! ...
واقعـــا ... 
وقتی که تو نیستی
من نمی دانم برای گم و گور شدن (!)
به کدام جانب ِ جهان بگریزم ... 


[ یکشنبه 4 مرداد 1394 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ aram ] [ نظرات() ]